بانی فیلم، گروه سینمای ایران، نصیبه کریمی: چند سالی است که وضع نابسامان سینماهای کشور، اهالی‌ اش را بر آن داشته تا به‌ دنبال کشف چرایی این معضل و در پی برطرف کردنش ‌باشند.
برنامه‌ ها و پیشنهادهای مختلفی در این مدت ارائه شدند که یا کارآمد نبودند و یا به درستی و تا انتها به سرانجام نرسیدند و نتیجه‌ اش هم شد همین وضع نامناسبی که هنوز بر سینما حاکم است. اما زمزمه ‌ای که این روزها بیش از همه شنیده می ‌شود، این است که بسیاری ریشه آن را از دفاتر پخش و حواشی آن می‌ دانند.
مافیا واژه ‌ای است که این روزها به ‌عنوان پسوند پخش مورد استفاده قرار می‌ گیرد. از آنجا که در این چند سال امور مربوط به پخش فیلم ‌های سینما از وادی‌ های پرپیچ‌ و خمی عبور می‌ کند تا به سرمنزل مقصود برسد، عده‌ ای بر آن شدند این عنوان را برای آن انتخاب کنند تا به این وسیله بتوانند آنچه را که مقصود نظر دارند بر زبان آورند. اما شاید بد نباشد پیش از آنکه این واژه را تکرار کنیم و به مسئله پخش از این منظر بپردازیم و ببینیم که آیا به کار بردن واژه مافیا برای این بخش صحیح است یا خیر؟!
تعریفی که نوعی رابطه ناسالم در حوزه تولید و پخش در سینمای ایران را دربر می گیرد. روابط ناسالمی که در جریان پخش و تولید در سینمای ایران، عملاً جای رقابت را برای بخش مستقل خصوصی از بین برده است.
آنچه باید به آن اندیشید، این است که راه حل برون‌ رفت از معضل پخش در سینمای ایران چیست؟! آیا تنها به صرف محکوم کردن یکی- دو دفتر که پخش را در اختیار گرفته ‌اند، مشکل حل خواهد شد یا باید به این فکر کنیم که ریشه این مشکل در کجاست که آن را برطرف کنیم تا در فضایی متعادل شاهد فعالیت دفاتر پخش باشیم؟!
اساساً سازکارهای صنعتی بر جریان تولید و ساخت فیلم سینمایی در ایران حاکم نیست و در واقع سینمای ایران در بیشتر مواقع دستور ساخت فیلم ‌هایش را از مخاطب نمی ‌گیرد. از طرفی وجود سرمایه‌ های متنوع دولتی و نظام ناصحیح تولید عملاً جایی برای برنامه‌ ریزی‌ های درست به منظور اکران نمی‌ گذارد و کم کاری اساسی ‌ای در حوزه نمایش صورت گرفته است. بنابراین راه‌ حل‌ های برون ‌رفت از این مشکل، یکی رونق‌ بخشیدن به صنعت نمایش از طریق آزادسازی اکران سینما برای فیلم‌ های خارجی است و دیگری سرمایه ‌گذاری و حمایت مستقیم دولت از بخش سالن‌ سازی و به‌ وجود آوردن مکان‌ های نمایش فیلم که بتواند سینما را از این بستگی نجات دهد. در حوزه تولید هم جدی و حرفه ‌ای شدن تولیدات است که می‌ تواند مؤثر واقع شود، چرا که تولید امروز مسیر دیگری را طی می‌ کند و ما این بخش را به افراد غیرحرفه‌ای واگذار کرده ‌ایم و عمده تهیه ‌کنندگان یا کار اول، دومشان است یا کارمندان سابق تلویزیون هستند و یا افراد ناشناخته ‌ای که در پست ‌های دیگر سینمایی بودند و امروز آنها را به‌ عنوان تهیه‌کنندگان آثار سینمایی می ‌بینید.
همه اینها کلاف سردرگمی ایجاد می‌ کند که راه برون‌ رفتش ساده نیست. نمی‌ شود این مسئله را به‌ راحتی حل کرد مگر اینکه ما صنعت سینما را به طرف بخش خصوصی ببریم و دولت و نهادهای عمومی دیگر که از بودجه دولت ارتزاق می ‌کنند به جایگاه اصلی خودشان بازگردند.
***
اصغر هاشمی:
تا زمانی که پول حاکمیت دارد و مدیران هم کاری نمی کنند، امیدی نیست
اصغر هاشمی کارگردان سینما، امیدی به برخورد مدیران سینمایی در مقابله با انحصارگری ندارد.
کارگردان «نگین» درباره عدم واکنش مدیران سینمایی نسبت به انحصارگری در سینما، به بانی فیلم گفت: همیشه حرفش بوده. جدیداً شنیدم که دوباره اعضای شورای پخش عوض شدند و افراد جدیدی آمدند. حرف شان این بود که ما می خواهیم جلوی انحصار را بگیریم و این بحث جدیدی نیست. صاحبان سینما وقتی پخش کننده هستند، غیر از این نمی شود انتظار داشت. وقتی فیلم و سالن هم برای خودت هست، نمی شود کاری غیر از این کرد. صاحب سینما، پخش کننده و تهیه کننده است. وقتی این سه عنصر اصلی در کنار همدیگر قرار می گیرد، معلوم است منافع شخصی هرکس ارجح به منافع دیگران است. سودی که می برند، چرا ما باید انتظار داشته باشیم آنها سود ببرند و ما سود نبریم؟! در نتیجه یک مقدار برمی گردیم به اینکه چرا قوانینی نداریم که در پخش اجرا شود. طبق قواعد حاضر درباره روالتولید و پخش فیلم، مثلاً من فیلمی دارم، تهیه کننده خودم هستم، پخش کننده ندارم، سالن هم ندارم و…،پس باید کجا بروم، ولی کسی که هم سالن، فیلم و تهیه کننده هم هست، خیلی امتیاز دارد و نمی توان جلویش را گرفت.
کارگردان «زندگی» درباره اینکه مدیران سینمایی چطور می توانند با این قضیه برخورد کنند، افزود: وزارت ارشاد و مدیران سینمایی از خدایشان است که یک سری کمپانی ها بی دردسر این کارها را انجام دهند. دنبال فیلم های لاکچری و چند میلیاردی هستند که فروش های بالایی دارند و بهترین سالن ها را در اختیارشان می گذارند و از آنها حمایت می کنند. اگر وزارت ارشاد می خواست، با این قضیه مقابله می کرد، اما گویا علاقه ای ندارد. دنبال این است که شبه کمپانی هایی درست کنند که قدرت قوی داشته و متشکل از صاحبان سینما و صاحبان فیلم باشند که ضعیف هم نباشند. وزارت ارشاد این سیستم را دوست دارد، چون به نفعش است. در حال حاضر آمار فروش فیلم ها باعث امتیازشان است و برای شان کیفیت مهم نیست. وزارت ارشاد دنبال کیفیت نیست، دنبال تعداد فیلم هایی است که اکران می شود و اینکه فروششان چقدر است.
کارگردان «مجردها» درباره اینکه چقدر امیدوار به برخورد مدیران سینمایی در مقابله با انحصارگرایی است، عنوان کرد: تا زمانی که پول حاکمیت دارد و در خدمت سینماست، هیچ امیدی نیست. نگاه کنید، اندیشه ارزشی ندارد و توانایی، تکنیک و افکار و پیامهای جاری در فیلم ارزشی ندارد. مهم این است چقدر پول دارید، چطور می توانید ستاره ها را در فیلمهایتان جمع کنید و چقدر سالن دارید. تا زمانی که حاکمیت دست سرمایه است، به این سادگی دست برنمی دارد.
***
مسعود نوابی:
دلیلی ندارد همه تهیه کنندگان، پخش کننده شوند
مسعود نوابی می گوید: زمانی تصمیم گیری درباره سانس ها، سالن های سینما و… به عهده خود وزارت ارشاد قرار داشت که آن دوره اوضاع بهتر از الان بود.
کارگردان «قلقلک» درباره اینکه چرا مدیران سینمایی تا به حال واکنشی جدی در قبال انحصارگرایی در سینما نشان نداده اند، به بانی فیلم گفت: در اغلب نقاط دنیا همین طور است و این دست رفتارهای انحصارطلبانه فقط شامل ایران نمی شود. متأسفانه امروز رسم شده هر تهیه کننده ای در دفترش فیلمی می سازد، فکر می کند باید خودش پخش هم داشته باشد. شما صاحب سینما و من صاحب فیلم، آیا من اگر بعد از ۱۰ سال فیلم بسازم، شما بهترین سانس ها را در اختیار من می گذارید یا در اختیار کسی که هر سال چهار فیلم پرفروش می سازد؟! اگر کسی بعد از ۱۰ سال فیلم باسزد، کسی تحویلش نمی گیرد. در این شرایط بیچاره آن تهیه کننده ای که به خاطر کسب ۱۰ درصد سود، نمی داند که باید چقدر ضرر بدهد. در دو تا از فیلم های من این اتفاق افتاد. فیلم آخرم ۱۰ تا سالن گرفت، در حالی که الان هر فیلمی ۷۰-۶۰ سالن می گیرد. ۱۰ تا سالن گرفتم که در حقیقت ۱۰ تا سالن نبود، یک سالن کامل بود بقیه آن یک سانس در ساعت ۵ بعدازظهر بود. این مافیا که می گویند اکثرشان سالن سینما دارند و جزو شوراهای مختلف تصمیم گیرنده هستند. دلیل ندارد همه پخش کننده شوند. اگر فقط سه نفر پخش کننده در تقسیم عادلانه سالن ها تصمیمات خوب بگیرند، همه رضایت خواهند داشت. واقعیت این است گاهی اشکال از خود تهیه کننده هاست که زیاده خواهی می کنند و صرفا سمتیکی – دو دفتر پخش می روندکه باعث ایجاد انحصار می شود.
کارگردان «سایه» درباره اینکه مدیران سینمایی چطور می توانند با این قضیه برخورد کنند، افزود: زمانی تصمیم گیری درباره سانس ها، سالن های سینما و… به عهده خود وزارت ارشاد قرار داشت که آن دوره اوضاع بهتر از الان بود. من فیلم «سال های بیقراری» را سال ۷۳ ساختم و سالن به اندازه کافی در اختیارمان گذاشتند و آن فیلم با استقبال خوبی رو به رو شد و فروخت. از آن پس برخی خواستند تصمیم گیری در این باره دیگر دست وزارت ارشاد نباشد. به نظرم در دنیا این طوری است و در کل باید یک تعداد مشخصی پخش کننده باشند، نه اینکه اگر فردی یک فیلم ساخت، بعد خودش پخش کننده هم باشد و همه امکانات را به نفع خودش قبضه کند.
کارگردان «متل قو» درباره اینکه چقدر امیدوار به برخورد مدیران سینمایی در مقابله با انحصارگرایی است، متذکر شد: فکر نکنم هیچ اتفاقی بیفتد و اصلاً این روند به حالتی عادلانه برنمی گردد. پخش کنندگان اصلی که امروز فعال هستند، همیشه فیلم هایشان خوب می فروشد.اخیرا فیلمی را دیدم که ۱۷۰ تا سالن داشت! متاسفانه امروز فقط به یکی – دو فیلم بیشترین بها را می دهند و بقیه زیر دست و پای آنها له می شوند.
***
بهمن کامیار:
امیدی به برخورد مدیران سینمایی با انحصارگری در سینما ندارم
بهمن کامیار معتقد است: این قضیه تک سانس باید برچیده شود، چرا که توهین به فیلم است و هیچ کمکی هم به فروش نمی کند.
کارگردان «مرداد» درباره اینکه چرا مدیران سینمایی تا به حال واکنشی جدی در قبال انحصارگرایی در سینما و آن چیزی که از آن به عنوان مافیای اکران یاد می شود نشان نداده اند، به بانی فیلم گفت: اولاً باید ببینیم مدیران چقدر بازده اجرایی دارند؟! مدیران سینمایی ما براساس اختیاراتی که در بحث اکران دارند و با توجه به آیین نامه ای که وجود دارد، در نهایت باید قدرت یک نوع نظارت قوی و قابل قبول داشته باشد، اما ظاهرا تصمیماتشان خیلی ضمانت اجرایی ندارند. واقعیت آنکه کسی که تعیین کننده برای اختصاص سینما، سالن، سانس و فیلم هاست، در وهله اول سینمادار است و در وهله بعد پخش کننده ای است که با سینمادار قرارداد می بندد. وقتی پخش کننده ات با یک سینما به صورت تک سانس قرارداد می بندد، نمی توان توقع داشت سینما به این فیلم سانس بیشتری هم بدهد. بنابراین پخش کننده ها در موضع ضعف قرار دارند و چون فیلم های زیادی در دست شان دارند،برای پخش مناسب فیلم هایشان گاهی اوقات مجبورند این شرایط را بپذیرند. در سمت مقابل اینها اولین افرادی هستند که به فیلم ها ضربه وارد می کنند. حال در این شرایط فکر کنید چهبر سر فیلمی می آید که پخش کننده منفعلی که در مقابل این شرایط قدرت چانه زنی ندارد، آنرا در دست گرفته و سینمادار هم با او قرارداد تک سانس دو هفته ای می بندد. طبعا وقتی آن فیلم در یک سینمای مهم فقط یک تک سانس می گیرد، سینماهای دیگر به تبعیت از آن سینما، فیلم را تحویل نمی گیرند. زمانی می توانیم، بگوییم مدیران سینمایی حق دارند و می توانند دخالت کنند که سینمادار موظف و ملزم به رعایت قانون شود.
او در ادامه افزود: من برای شما می توانم از روز اول اکران فیلم پرفروش فعلی صد تخلف عنوان کنم. سینمایی بوده بدون قرارداد این فیلم را اکران کرده. بنابراین شما زور مقابله با این موضوع را ندارید چون سینمادار به این فکر است فیلم پرفروشی را بگذارد که چرخ سینمایش بچرخد و البته این دیدگاه اشتباه هم نیست. مشکل آنجاست که سینمای ما فاقد میزان لازم از قوانین بازدارنده است و ضمانت اجرایی هم وجود ندارد.
کارگردان «در وجه حامل» درباره اینکه مدیران سینمایی باید از چه طریقی با این قضیه برخورد کنند، اظهار داشت: آیین نامه جدیدی تصویب شد و اتفاقات خوبی هم در آن لحاظ شد که یک مقدار انحصارگری در بعضی از دفاتر پخش را از بین ببرند. اما بعضی از این دفاتر پخش یک سری شرکت های اقماری دارند که در واقع دفاتر خودشان است و از ای نطریق قانون را دور می زنند. در نتیجه این قضیه هم نتوانست کمکی کند. نمی توانم بگویم دولت باید دخالت مستقیم کند، چون آن هم یک سری ایرادات در آینده به همراه خواهد داشت. اینکه بگوییم دولت می تواند برای سینمادار تعیین کند چه فیلمی را بگذارد یا چه فیلمی را نگذارد، این هم خوب نیست و در آینده وطی بلند مدت ممکن است از جهت دیگر به ضرر سینما شود. از همان لحظه ای که سینمای مستقل باز هم اگر مورد توجه مدیران قرار نگیرد، آن موقع اجازه اکران و سانس به روز را به فیلم نمی دهد و از آن جهت محدود می شود. تنها راهی که می توانند از این قضیه جلوگیری کنند، گذاشتن یک سری مقررات کف است، یعنی هیچ فیلمی در هیچ سینمایی به صورت تک سانس نباشد و حداقل سه سانس در روز در یک سری ساعت های خوب داشته باشد. اگر قرار است یک سینمادار با شما قرارداد ببندد، باید خودش را موظف بداند سه- چهار سانس به فیلم شما باید بدهد. این تک سانس باید برچیده شود، چون توهین به فیلم است و هیچ کمکی هم نمی کند. فیلمی که در سینماهای آزادی و کورش در یک سانس اکران داشته باشد، بیشتر باعث می شود آبروی فیلم برود تا به آن کمک کند. شورای صنفی در صدور قراردادها در سینماها نباید به شکل فعلی عمل، چون به فیلم ها ظلم می شود. به هر حال فیلمی در این سیستم با همان معیارها و استانداردهای سینمای ایران ساخته شده و توانایی این را دارد تا اکران شود و در مرحله اکران چنین جفایی کنند. در حال حاضر چندین فیلم برایش چنین اتفاقی افتاده و یک سری حداقل هایی را در نظر بگیرند که اگر سینمادار از این حداقل ها تخطی کرد، با آن برخورد شود و دوره ای فیلم به آن ندهند. به هر حال سینمادار بداند اگر به فیلم من جفا کند، ناظری هست تا در مقابل این قضیه از من فیلمساز و صاحب فیلم دفاع کند و آن را تنبیه کند. چنانچه این سایه ناظر بالای سر سینمادار باشد، یک مقدار نظم حاکم می شود.
این کارگردان سینما در پایان صحبت های خود، متذکر شد: هیچ امیدی به برخورد مدیران سینمایی در مقابله با انحصارگری در سینما ندارم، چون اساساً اراده ای در این قضیه نمی بینیم. چرا که باید بپذیریم تداوم شرایط فعلی از جهتی به نفع مدیران سینمایی است، چون آمار فروش در دوره مدیریت شان بالا می رود و به این مقوله می نازند که در دوره مدیریت من آمار فروش فیلم ها و تولید فیلم ها بالا بوده است. در پایان امسال خواهید دید همین مدیران ادعا می کنند جلوی مافیای اکران و انحصارطلبی در سینما گرفته اند و به آمار فروش همین فیلم ها استناد و افتخار کنند. برایشان هم اصلاً مهم نیست به چه قیمتی این فیلم ها فروخته اند.
***
حسین کندری:
مشکل اصلی در حلقه اکران،سینمادار است
حسین کندری اعتقاد دارد: یک فیلم کمدی سخیف چرا باید از فیلمی که در جشنواره بهترین فیلم از نظر منتقدان سینما بوده، بیشتر فروش کند.
کارگردان «شنل» درباره عدم واکنش مدیران سینمایی نسبت به انحصارگری در سینما، به بانی فیلم گفت: اینجا پای یک منفعت طلبی شخصی درمیان است. خب طبیعتاً شرکتهای پخشی که فیلم هم تولید می کنند و امکاناتش را دارند،از امتیازهایشان برای اکران فیلم خود استفاده می کنند، اما برای فیلم دیگر نه و این چیزی نیست که سازمان سینمایی بتواند جلویش را بگیرد. آن چیزی که سازمان سینمایی می تواند جلویش بگیرد و رویش تأثیر بگذارد، این است که چه فیلم هایی نمایش داده و اکران شود و چه فیلم هایی به تولید برسند. وقتی سازمان سینمایی به عنوان متولی اصلی سینما روی فیلمنامه ها نظارت دارد و تشخیص می دهد چه فیلمنامه ای تولید شود یا تولید نشود، طبیعتاً باید این تأثیر را هم داشته باشد که مدیریت و کنترل کند فیلم هایی که حداقل فیلمنامه بی کیفیتی دارند، ساخته نشوند و اگر هم به نوعی ساخته شدند، در مرحله پروانه نمایش جلویش را بگیرند تا فیلم های باکیفیت وارد چرخه اکران شوند. وقتی فیلم ها بد هستند، نمی توانیم از نفوذ قدرت مافیایی در اکران حرف بزنیم.
این کارگردان سینما با اشاره به اینکه مشکل اصلی در حلقه اکران،سینمادار است، افزود: در دوره ای به فیلم ها رتبه «الف- ب- ج» می دادند. امروز اما با حذف آن درجه بندی، فیلم های «ج» در حال حاضر بهترین اکران را در اختیار دارند. در این میان چه انتظاری دارید که مثلاً فیلمی که «الف» است و شرکت پخش خوب، سالن سینما، تبلیغات خوب و … دراد، خیلی راحت وخوب نفروشد. فکر کنم ۳۷-۳۶ فیلم از آغاز سال تا به حال اکران شده که نصف آن فیلم های کمدی بوده اندو حداقل ۱۰تایشان «ج» هستند.
او ادامه داد: در کل بزرگ ترین مشکل در اکران را سینماداران می دانم که فقط به پول فکر می کنند و اینکه سینما داشتن شده فقط برخورداری از یک بنگاه اقتصادی و عمل فرهنگی دیگر وجود ندارد. مثلاً سینما آزادی سمبل فرهنگی بودن، امروز در خدمت حوزه هنری است و بیشتر فیلم های «ج» اکران می کند و سالن های خوبی در اختیارشان قرار می دهد. مشکل اصلی ام سینمادار است. سینمای شبه دولتی فیلم های فوق العاده وزینی را انتخاب می کند و در زمینه اکران سخت گیر است، ولی سالن هایی که در اختیارشان می گذارد فوق العاده با استراتژی پولی وارد می شوند که این کاملاً پارادوکس دارد. شما موقعی که پخش کننده هستید، فقط فیلم های خوب را انتخاب می کنید، ولی موقعی که سالن اختصاص می دهید، هر چی که بود،مهم نیست!
کارگردان «اینجا کسی نمی میرد» در پایان افزود: تا وقتی که فیلم خوب نسازیم، چه فرقی می کند انحصار وجود داشته باشد یا خیر. وقتی همه دنبال منفعت مالی هستند، یکی از این انحصار استفاده می کند. مشکل این است فیلم خوب نمی سازیم و این خیلی ناراحت کننده است. من در عجبم فیلمی که بهترین اثر در جشنواره فجر شده و از نظر منتقدان و اهالی فن فیلم وزین و فوق العاده خوبی است چرا باید از فیلم «ج» کمدی سخیف و کپی از فیلم قبل از انقلاب که مرحوم ناصر ملک مطیعی هم بازی کردند، کمتر بفروشد؟! چرا حمایت از این فیلم باید کمتر باشد؟! وقتی با یک فیلم خوب چنین کاری می کنید، فیلمساز، سرمایه گذار و تهیه کننده ناگزیر به سمت و سو به فیلم های کمدی مبتذل پیدا می کند. وقتی مدیران سینمایی جلوی این روند را نگیرند، فکر نمی کنم انحصارطلبی یا انحصارزدایی هم کنیم، اتفاق خاصی بیفتد. در دهه ۷۰ در سینمای ایران فیلم کمدی نمی فروخت. یادم هست آقای داودی به علت اینکه فیلم کمدی اش نفروخت، تصمیم گرفت سالها فیلم کمدی نسازد. سینما آنقدر فرهیخته و وزین بود که فیلم های جدی فروششان بالاتر بود، اما امروز به جایی رسیده که فیلم های کمدی سخیف اصطلاحاً جنسی در اکران یکه تازی می کند و هیچکسی هم نیست جلویشان را بگیرد. طبیعتاً اگر سالن سینما داشته باشیم و فیلم خودمان اکران شود، به فیلم های دیگر اختصاص نمی دهیم و این اجتناب ناپذیر است. اما اگر تصمیم بگیریم تا این فیلم ها را بسازند یا نسازند، این مسئله قابل تأمل تری است.

نوشته انحصارطلبان، مایه افتخار کارنامه مدیران سینمایی؟! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

مطالب مرتبط