بانی فیلم – گروه سینمای ایران: هیچ فردی را نمی توان یافت که بدون حب و بغش باشد، اما منکر پیشرفت دیگران! یعنی راه پیشرفت و رسیدن به ایده آل ها، باید همیشه مهیا باشد و فرد با استعداد بتواند در سایه تلاش و سختکوشی، به قله های موفقیت و خوشبختی دست یابد.

از همین رهگذر است که اشخاص مستعد دیگر نیز انگیزه می یابند و با نگاه به آینده، برای خود چشم اندازهای زندگی شان را ترسیم می کنند.

اما از یک منظر واقع بینانه باید گفت که متاسفانه شرایط رسیدن و دستیابی به موفقیت در زندگی و رسیدن به مدارج بالای اقتصادی در بیشتر مواقع، صرفا برای عده ای بادمجان دور قاب چین آماده و مهیاست و اکثریت آدمهای مستعد باید در تنگناها و لابیرنت انحصارات گیر بیفتند و درجا بزنند.

به نظر می آید کلی گویی و کلی بافی و امیدوارانه به آینده نگریستن، تنها واژگانی هستند که باید آنها را در نوشته های نصیحت گونه و قابل فهم برای عموم مردم جامعه، سراغ گرفت.

این موقعیت آفرینی توسط عده ای برای کامیابی عده ای دیگر، گویا یک اصل غیرقابل تغییر شده و حتما شما هم مثل ما نمونه های فراوانی از این اشخاص مواجه شده اید که با کمترین ضریب هوشی و پایین ترین میزان استعداد، نردبان ترقی را یک ماهه طی کرده و با بالاترین مدارج رسیده اند!

از همین رهگذر در فضای رسانه ای و خبررسانی نیز آدم های فراوانی را می بینید که در خوشبینانه ترین حالت ممکن باید مسئولیت فنی یک مخابرات درون سازمانی -مثلا یک نشریه- را به عهده شان گذاشت، اما از خوب حادثه و به دلیل تیره و تار بودن هوای حاکم بر رسانه ها، یک «هو» – روی این کلمه تاکید باید کرد(!)- می شوند تئوری پرداز و مغز متفکر و در یک کلام تافته جدابافته!

تا اینجای کار هم  می توان گفت که این موضوع به هیچ شخصی مربوط نیست؛ اینکه آن آدم های بخصوص و این بندگان خدا چگونه در سایه توسل به هر دستاویز و آویزهای دیگر، توانسته اند گلیم خود را از آب بیرون بکشند و در سایه این عنایات خفیه و امتیازات ویژه،  توانایی رفتن به فستیوال های خارجی را در سایه همین «تلاش» یافته اند و برای «در» کردن خستگی ناشی از شرکت در فستیوال و تماشای فیلم، یک راست از فستیوال فرانسوی به یک اروپاگردی یک ماهه می روند!

اینها مهم نیست و به ما هم ارتباطی ندارد. اما مشکل از جایی شروع می شود که همین افراد که بیشترین پیشینه کاری شان در«گوش به فرمان» بودن از «برادر بزرگ» هست، با فراموش کردن جایگاه و رتبه معرفتی و اعتباری شان، برای دیگران بالای منبر رفته و وعظ می کنند و خطابه می گویند.

***

در حاشیه انتقاداتی که بسیاری از تماشاگران یک فیلم بی مزه اکران شده از تماشای آن داشته  و همچنان دارند، گویا آقای تلفنچی سابق هم تشخیص داده که وقت وعظ گفتنش رسیده و به همین خاطر بسان معلم و استادی سرد و گرم چشیده، به میدان آمده و در سایت رانتی خود، افاضاتی را قلمی کرده و در نهایت چون پیری دنیا دیده، بدون ذکر نام، عده ای را نیز مورد عتاب قرار داده اند که  مبادا انتقاد از فیلم بی مزه اکران شده، در حیطه دادن و ندادن های آگهی به سایر رسانه بوده باشد و…

واقعیت این است وقتی این «تکه»پرانی کوته بینانه آدم متوهم، توسط یکی-دو دوست رسانه ای برایمان ارسال شد، نه تنها آن را جدی نگرفتیم، بلکه با عنایت به پیشینه صاحب نوشته، تنها به یک پوزخند و تکان دادن سر اکتفا کردیم. اما از آنجا که بشدت به مثل پرمغز «مه فشاند نور و…» اعتقاد داریم، متوجه شدیم از قضا این افاضات ترشح شده از یک ذهن کوته نظر، مستمسکی به دست سازندگان فیلم بی مزه داده تا منتقدانی را که بحق و از روی مسئولیت شناسی، فیلم بی سروته مذکور را نقد کرده اند، مورد هجوم در فضای مجازی قرار دهند، دیگر سکوت را جایز ندانستیم. همین شد که زمان را برای دادن توضیحات، مغتنم شمردیم.

باید بپذیریم برای اظهارنظر و ارائه دیدگاه، داشتن صلاحیت یک امر بدیهی است و حتما و حتما باید این ایده پردازی و دادن طریق توسط فرد یا افرادی صورت گیرد که صاحب پیشینه حرفه ای بوده و طبعا کمترین میزان رانتخواری و بله قربان گویی را نیز در کارنامه کاری شان نداشته باشند. از چنین منظری البته نقد و بررسی کردن «صاحب افاضات»یک متوهم رسانه ای،  نه تنها کاری بی فایده و عبث، بلکه به قول قدیمی ها، تلاشی ناکام و مانند کشیدن آب از چاه با آبکش است!

از یک نگاه دیگر باید گفت که این پرهیزهای بزرگ منشانه نباید به تعبیراتی اشتباه توسط جماعت متوهم منجر شود. همین یک دلیل کافی است تا خود را آماده مواجهه با سردمداران این جریان کنیم و برخی از این کوته نظران را سر جای خود بنشانیم و با صدای بلند بگوییم «آی جماعت متوهم! خبر داریم از نقل و انتقال عنوان هایی برای پر کردن انبان تان از دستمزدهای نجومی و گرفتن سفارش ساخت مستند با وساطت یکی از برادران بزرگ از یک نهاد هنری و لقمه گرفتن فلان شخص برای شما که صورتحساب های بدون فاکتورش، موضوع شوخی جامعه سینمایی شده است»!

بگوییم با صدای بلند که «خبر داریم در سایه قرار گرفتن «زیرسایه» چه افرادی، موقعیت ها و عنوان ها را میان خود و «هم شان»هایتان تقسیم می کنید و در یک وضع مسخ گونه تلاش می کنید خود را زنده نشان دهید»!

گفتیم و نوشتیم که بسیاری از موقعیت آفرینی ها برای افراد بخصوص، صرفا در میزان و اندازه «بله قربان»گویی شان قابل تفسیر است، اما حتی در صورت اصل بودن و قطعی شدن چنین شرایطی، بازهم عده ای به دلیل نداشتن حداقلی از شئون حرفه ای و ذلیل بودن به معنای مطلق، نباید بر سر سفره این خوان تنعم بنشینند.

باید به دنبال یافتن این پرسش بود که چرا شخصی که تا همین چند سال پیش روی صندلی رنگ و رو رفته مخابراتی تک نفره یک نشریه ارزشی به گفتن جمله «گوشی حضورتون» افتخار می کرد، اینک بدون طی طریق و تنها به واسطه توانایی اش در انواع «پوشش»ها، مجیز گوی این و آن بشود و برای دیگران نسخه های حکیمانه نوشته و پند و اندرز دهد؟!

درست است که استاد سخن حافظ در اشعار پرگهرش گفته که «نگار ما که به مکتب نرفت و مشق ننوشت / به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد» اما به خدا قسم منظور حافظ افرادی مثل این جماعت نبوده.

این حقیقت مطلق است، اما این که باید با چه منطقی این موضوع واضح را به این افراد «حالی» کرد، خود حدیث مفصل است و صبر ایوب می خواهد و عمر خضر…!

چرا این جماعت نمی دانند همان طور که با «شیرین،شیرین» گفتن، شیرین کام نمی شویم با «سینما-سینما» گفتن هم شخصی سینمایی نمی شود. دانستن این واقعیت خیلی سخت نیست…!

نوشته موعظه گویی سایت رانت خوار اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

مطالب مرتبط